داستان پسری که مادربزرگش را به مجلس رقص برد
A well-deserved prom night
Alex and his
grandmother always had a unique bond with each other. He would spend hours with
her, listening to his grandmother’s stories of a lifetime. She once told him
that she had met his grandfather a long time after graduating from high school.
This was also the reason why she was never asked out to go to prom. When the
day of Alex’s prom had arrived, his grandmother was so excited for him. She had
watched him save money for months so that he could afford a tuxedo and even a
limousine. His grandmother eagerly waited to find out who Alex would be taking
to the prom. But to her great surprise, he told her that he would be taking her
to prom. He told her that every woman deserves to go to prom, no matter if they
are 18 or 80.
مجلس رقص شایسته
الکس و مادربزرگش رابطه صمیمانه ای با هم داشتند. آنها ساعتها وقت با هم می
گذراندند.الکس به داستانهای مادربزرگش درباره اتفاقهایی که در طول زندگی برایش
افتاده بود گوش می داد. مادر بزرگ گفته بود که پدربزرگ را مدتها پس از فارغ
التحصیل شدن از دبیرستان ملاقات کرده بود. این ملاقات دیرهنگام به این دلیل بود که
او به جشن دبیرستان دعوت نشده بود. روز جشن رقص الکس فرا رسید. مادربزرگ هیجان زده
بود. او الکس را می دید که چکونه پولهایش را پس انداز کرده است تا با آن لباس رسمی
برای جشن و همچنین لیموزین بخرد. مادر بزرگ مشتاقانه میخواست بداند که الکس چه کسی
را برای جشن خواهد برد. اما الکس او را سوپرایز کرد. الکس گفت که او را همراه خودش
به مجلس رقص می برد. مادربزرگ تعجب کرده بود اما الکس به او گفت هر زنی شایسته است
که به مجلس رقص برود و این ربطی به سن و سال ندارد چه آن زن ۱۸ ساله باشد چه ۸۰
ساله.