پرش به محتوا پرش به فوتر

بخند تا دنیا به رویت بخندد

بعضی وقتها موقع نوشتن دستهایم را روی سینه ام قفل می کنم و به دیوار سفیدی که روبه رویم است زل می زنم. دیوار را نگاه نمی کنم نگاهم به قاب عکسی است که روی ان گذاشته ام. قابی با دو عکس عکس خودم و دیگری عکس برادرزاده ام. به چهره ی با نشاط خودم می نگرم و با خودم می گویم چه روز های شادی داشتم و چه لبخند دلنشینی بر لب دارم . این عکس را دوست دارم و برای همین آنرا به دیوار اتاق نصب کردم تا همیشه چهره خندان خودم را ببینم.  بخند به هر آنچه در این دنیاست چرا که شنیده ام که گفته اند “بخند تا دنیا به رویت بخندد” می خواهم همیشه همین کار را بکنم اما گاهی اوقات درد و رنج ها آنقدر شدید است و گرفتاریها زیاد که انسان این گفته را فراموش می کند و اگر هم به یاد داشته باشد با وجود درد و رنجی که او را احاطه کرده است نمی تواند بخندد. اما شاید باید خندید حتی در اوج درد در اوج رنجی که بر ما مستولی می شود باید خندید چرا که شاید همان خنده درمان ان درد باشد. چرا باید ترسید چرا نباید ایمان داشت. این همه سخن از ایمان رانده اند پس چرا نمی توانیم این سخنان را آویزه گوش خود کنیم. نمی دانم . باید بدانم که هر جا که ایمان باشد ترس جایی ندارد اگر من به خدای مهربان ایمان دارم و می دانم که او همیشه بهترین ها را برای من می خواهد پس ترس برای چه؟ ترس از نشدن ترس از نرسیدن که اینها همه از بی ایمانی می آیند. ای کاش می توانستم ایمانم را قوی کنم و از هیچ چیز نمی ترسیدم و می دانستم که آن قدرت مطلق همواره هوای مرا دارد و همیشه پشتیبان من است. گاهی در لحظه به این ایمان می رسم اما با گذر زمان دوباره ترس بر من چیره می شود و در دلم لانه میکند. ترس از آنچه در گذشته بر سرم آمده. اما نه باید ایمانم را قوی کنم و بدانم که این ترسها با وجود خداوند بیهوده هستند و هیچ چیز و هیچکس نمی تواند بر من غلبه کند چرا که من به قدرتی بی پایان متصل هستم که هیچ چیزی و هیچکس نمی تواند با آن برابری کند.

نگاه کردن به گذشته اگر برای گرفتن درس باشد ایرادی ندارد اما اگر برای غصه خوردن باشد انسان را نابود می کند چرا که گذشته دیگر تمام شده است و برگشتی در آن نیست و این لحظه ی حال است که باید آنرا در دستمان بگیرم و قدر انرا بدانیم چرا همین لحظه است که دوباره به گذشته تبدیل می شود پس اگر هم اکنون انرا با فکر و با درایت برنامه ریزی کنیم و خوب از آن استفاده کنیم و از همین لحظه بهره ی کافی را ببریم تبدیل به گذشته ای می شود که با بیاد آوردن ان لبخند بر روی لبانمان می نشیند و از اینکه توانستیم لحظه حال را مدیریت کنیم و آنرا تبدیل به گذشته ای خوشایند کردیم لذت خواهیم برد. پس این را باید بدانیم که هم اینکه دست به چه کاری می زنیم. اگر از کاری که اکنون در حال انجام آن هستیم راضی و خشنود هستیم مطمئن باید بود که پس از اینکه لحظه مان تمام شد و تبدیل به گذشته شد از آن راضی و خشنود خواهیم بود. پس بهتر است همین اکنون دست به کاری بزنیم که آنرا می پسندیم و با روح و جان ما یکی است و به ان علاقمند هستیم. بسیاری از ما هم اکنون برایمان آسان نیست که دست از کاری که داریم دست بکشیم و کار مورد علاقه مان را انجام دهیم. خوب صبر کنید نفسی عمیق بکشید و کاری را که در دست دارید به بهترین نحو انجام دهید حتی کاری که به آن علاقه ندارید. اینگونه راضی می شوید برای یکبار امتحان کنید و نتیجه را ببینید.

همه چیز از درون ما آغاز می شود. اگر درونمان را بسازیم و آنرا پاکسازی کنیم. بیرون هم درست می شود و همان چیزی می شود که خواهان ان هستیم. امان از ذهنی که مرتب با تو حرف می زند نمی گذارد آنچه در درونت می گذرد آگاه شوی او صدایش را بالا می برد و تو از صدای درونت غافل می شود . راهکارهایی برای آرام کردن ذهن گفته شده باید او را رام کرد تا بتوان صدای درون را شنید. صدایی مهربان است که ما را به آرامش دعوت می کند با ما حرف می زند حرفهایی که باب میل ماست او دیگر با ما مثل ذهن سر جنگ ندارد. ذهن چیز عجیبی است نمی دانم این همه حرف را از کجا می اورد او مرتب در حال صحبت کردن است. اما باید تو یادبگیری که او را آرام کنی و اجازه ندهی که تمام وقت تو را بگیر و اجازه فکر کردن به تو ندهد. باید در سکوت باشی و ذهن را کاری کنی که لحظاتی را به سکوت بگذراند می دانم که می توانی چرا که انسان هستی و می توانی خالق هر چیزی که می خواهی باشی . تو مخلوق خداوند هستی و برای همین است که تو هم می توانی با ساکت کردن ذهنت و بیدار کردن صدای درونت خلق کنی و خالق شوی خالق زندگی خودت. کار دشواری است که صدای ذهن را بخوابانی و صدای درونت را بیدار کنی. ذهن اسبی است چموش اما رام شدنی می شود او را رام کرد سخت است اما شدنی است. سکوت و آرامش راهی است برای خاموش کردن ذهن. کم کم اتفاق می افتد ذره ذره. اما نباید دست از تلاش برداشت.

دیدگاه خود را بنویسید

مرضیه رحمانی

© 2026 Kicker. تمامی حقوق محفوظ است.

Sign Up to Our Newsletter

Ritatis et quasi architecto beat

Whoops, you're not connected to Mailchimp. You need to enter a valid Mailchimp API key.

This Pop-up Is Included in the Theme
Best Choice for Creatives
Purchase Now