گریس وسلی معلم مدرسه است. او یک مسیحی است که دیدگاهی مثبت به زندگی دارد. تاریخ درس میدهد. درسش را با بازی و فعالیتهای کلاسی به بچهها آموزش میدهد.
معلمهای مدرسه اجازه ندارند درباره دین، مذهب و خدا حرف بزنند. این عمل برای کسی که در این باره صحبت کند جرم محسوب میشود. اما گریس حین پرسش و پاسخ مجبور میشود در این باره با یکی از شاگردانش که به تازگی برادرش را از دست داده است، صحبت کند. یکی دیگر از دانشآموزان گزارش خانم معلم را میدهد.
گریس از مدرسه اخراج میشود. تام اندلر وکیل جوانی است که برای او انتخاب کردهاند. تام مسیحی نیست و علاقهای به دین و مذهب ندارد. تنها هدفش این است که در این پرونده پیروز شود. در طول فیلم گریس و وکیلش درگیر جلسات دادگاه میشوند. در این مدت بروک بیکار نمینشیند. او متوجه میشود برادرش قبل از مرگ کتاب مقدس را خوانده و یک مسیحی بوده است. اما این اعتقاد خودش را از خانواده که مخالف مذهب بودند مخفی نگه داشته بود. او کتاب برادرش را میخواند. به کلیسا میرود.
در نهایت بروک هم به طرفداری از گریس میشتابد. با همکلاسیهای خود در حمایت از گریس گروههایی را برای اعتراض به متهم کردن او راه میاندازد. در آخرین جلسهی دادگاه شاگردان مدرسه با پلاکاردهایی که روی آن نوشته شده بود خدا نمرده است (God’s Not Dead ) جلوی دادگاه منتظر نتیجه دادگاه میشوند. در نهایت با تلاشهای همهی آنها معلم تبرئه میشود.