” تا چای دم بکشد من هم میرسم”
چندین بار این پیام را نگاه کرد این آخرین پیامی بود که آرش برایش فرستاده بود. هر بار پیام را نگاه میکرد چشمانش پر از اشک میشد. با خودش میگفت: کاش نمی رفتی. چای مدتهاست دم کشیده اما از تو خبری نشد.

Ritatis et quasi architecto beat
Whoops, you're not connected to Mailchimp. You need to enter a valid Mailchimp API key.