در
این زمانهی پر هیاهو کسی از دل کسی خبر ندارد هیچکس تنهایی که دیگری در ان به سر
میبرد را نمیبیند. برای هیچکس روشن نیست که هر کسی در تنهایی چه میگذراند. همه
لبخندهای یکدیگر را میبینند آن هم برای دقایقی یا ساعتی را که در کنار هم هستند.
شاید اگر کسی لبخند مرا ببیند فکر کند که همیشه شاد هستم و میخندم و هیچ نگرانی و
غصهای در دل ندارم. هیچکس از تنهاییام آگاه نیست. هیچ کس نمیداند که در تنهایی
چه اشکها ریختهایم و چه دردهایی که در دلمان جا گذاشته است.
گاهی
حرفی زده میشود مانند تیری که از کمان رها میشود بر دل زخم میزند. زخم آن در
تنهایی بیشتر احساس میشود و دردش بیشتر و بیشتر میشود.