پرش به محتوا پرش به فوتر

۱۰۰ روز تا رسیدن به شادی

۱

مدت‌ها در این فکر بودن که مقاله‌ای بلند با موضوع شادی بنویسم. هر روز به بهانه‌هایی از نوشتن در این مورد طفره می‌رفتم. تا اینکه بعد از ثبت نام در کلاس آنلاین "سایت نویسنده" استاد کلانتری و مطرح کردن موضوع چالش "۱۰۰ روزه یک مقاله" این تصمیم عملی شد. اینکه در طی این صد روز باید هر روز مقاله‌ای بخوانیم و بعد در مورد موضوع مورد نظر چند سطری بنویسیم و در سایت منتشر کنیم. هر روز نکته‌ای به این نوشته اضافه کنیم و در هر شرایطی باید این کار انجام شود. چالش با پایان یافتن سال ۱۴۰۲ به اتمام می‌رسد.

شادی وخوشدلی از منظر سنایی

 شادی از منظر اولین شاعر عارف ایرانی یعنی سنایی غزنوی. همه ما می‌دانیم که غم و شادی در نهاد همه انسان‌ها وجود دارد. هیچ‌کس نیست که درون او تنها شادی باشد یا آکنده از غم باشد. هر دو وجه در همه وجود دارد. حال باید دید این شادی و غم از منظر شاعر عارف یعنی سنایی چگونه تعریف شده است. او دو نوع شادی را مطرح می‌کند شادی محمود و شادی مذموم از اسم این دو دسته می‌توان پی به معنای آنها برد. منظور از شادی محمود شادی است که ماندگار است و در وجود آدمی می‌ماند اما شادی مذموم شادی است گذرا که با پایان یافتن بهانه شادی آن هم از بین می‌رود.

سنایی برای هر کدام از این شادی‌ها مواردی را عنوان کرده است:

شادی‌های محمود:

۱-   آزادگی

۲-   شادی از دنیا گذشتن

۳-   از آرزوی خود گذشتن

۴-   حکمت و دانشی که در خدمت شرع است.

۵-   راضی به مصلحت حق بودن

۶-   شوق

۷-   مرگ

شادی­‌های مذموم:

۱-   شادی از آزار مردم

۲-   شادی با اغیار

۳-   شادی به دنیا

۴-   شاد کردن ابلیس

۵-   زبان آوری و اهل قال بودن

۶-   علم بی عمل

هم اکنون از هم اکنون داد بستان                    که اکنون است بی شک زندگانی

مکن هرگز حوالت سوی فردا                               که حال و قصه فردا ندانی

                                                ******

این یک چندی که ما در این انجمنیم                                     شاید که نهال غم ز دل ‌ها بکنیم

با شادی و با نشاط لختی بزنیم                                         کاندر چمن باغ اجل یاسمنیم

۲

شادی و خوشدلی نزد شمس

شادی درونی است و از جانب خداوند در نهاد انسان قرار می‌گیرد. در تصوف این اعتقاد بر این بود که

باید در این دنیا سختی‌هایی را متحمل شود و در درد و رنج باشی تا در دنیای دیگر به شادی و خوشدلی دست یابند. در حالی‌که در اعتقادات مولانا و شمس اینگونه نبود و شمس معتقد بود که حتی مرگ هم می‌تواند شادی بیافریند. همچنین مولانا اعتقاد داشت که پاداش شادی و غم در همین دنیا داده می‌شود به این صورت که اگر دل بنده‌ای را شاد کنی پاداش این شادی در همین دنیا به انسان بر می‌گرد و و شاد می‌شود و اگر کسی غمگین باشد این غم جزای غمی است که به دیگری داده است.

شمس بر این باور بود که اگر انسان در کنار دوستان خود باشد و با دیگران ارتباط داشته باشد شاد خواهد بود تا اینکه در تنهایی و انزوا به سر برد.

شادی چیزی نیست که همه به یک نسبت در درون خود آنرا احساس کنند. شادی از هر شخصی به شخص دیگر متفاوت است و عواملی که شادی را بوجود می‌آورند در هر شخصی با دیگری متفاوت است. ممکن است چیزی باعث شادی در فردی شود که همان چیز برای شخص دیگر سبب غم و اندوه شود.

در نظر شمس شادی عواملی دارد که عبارتند از:

۱-   خوشی روح

۲-   مرگ و اشتیاق

۳-   مهر و محبت

۴-   سماع

۵-   بوی بهشت

۶-   نماز

۷-   امید

شمس معتقد است که اگر کسی از درون شاد باشد به غم اجازه ورود به خانه‌ی دلش را نمی‌دهد او می‌گوید: من چو شاد باشم، هرگز اگر همه عالم غمگین باشند در من اثر نکند، و اگر غمگین هم باشند، نگذارم که غم کس به من سرایت کند.

۳

شادی از قرن دوم تا پنجم هجری

در عرفان شادی مترادف‌هایی دارد، از جمله: سرور، خوشی، لذت، ابتهاج، عیش و ... . همانطور که می‌دانیم این کلمات تفاوت چندانی با هم ندارند و می‌توانند به جای یکدیگر به کار روند. اما خواجه عبدالله انصاری برخی از این کلمات را متفاوت می‌داند و معتقد است که سرور خالص‌تر از فرح است. فرح عام‌تر است و بیشتر برای شادی‌های دنیوی به کار می‌رود.

شادی در قرن دوم هجری

در این قرن باید شادی را در نیمه این قرن و نیمه دوم آن جداگانه بررسی کرد.

*نیمه اول قرن دوم هجری

در این زمان شادی جایی در بین عارفان و زاهدان نداشت چرا که آنها بیشتر توجه خود را به آخرت معطوف می‌کردند و بر این باور بودند که باید در این دنیا رنج دید تا بتوان در دنیای دیگر یعنی آخرت به راحتی و شادی دست یافت. آنها همچنین بر این عقیده بودند که دنیا مکانی است برای توبه و گرستین برای فرصت‌هایی که از دست رفته است.

*نیمه دوم قرن دوم هجری

در این نیمه اندیشه‌هایی که در نیمه اول این قرن پدید آمده بود تغییراتی رخ داد. از نخستین کسانی که هم موضوع محبت بین بنده و خدا را مطرح کرد و هم سخن از محبت لقای پروردگار در بهشت به میان آورد عبدالواحدبن زید بود.

شادی در قرن سوم هجری

در این قرن فرح و شادمانی رسمن به حوزه سلوک عرفانی راه یافت و نخستین کسی که مسبب آن بود کسی نبود جز بایزید بسطامی. تا این زمان تصوف بر زهد استوار بود اما از این قرن به بعد راه عارف و زاهد از هم جدا شد و زاهدان به دنبال پاداش اخروی بودند و عارفان خدا را در سرور و شادمانی می‌دیدند.

شادی در قرن چهارم هجری

در این سده تغییرات چندانی در این زمینه پدید نیامد.

شادی در قرن پنجم هجری

در این قرن ابوسعید ابوالخیر نخستین عارفی که بطور کامل طریقه‌ی عرفانی خود را بر سکر و سماع و خوش باشی بنیان نهاد و شادی را محور اصلی آرا و عقاید و تعلیمات خود قرار داد. به اعتقاد او شادی و آسایش در جایی است که نزدیکی به خداوند احساس شود، خواه در دنیا و خواه در آخرت.

۴

نظریه شادی مولانا در فیه مافیه

مولانا شادترین و شیدایی‌ترین شاعر در ادبیات پارسی است از این نظر تقریبا در ادب پارسی بی‌رقیب است.

مولانا خود را مقیمِ خوشِ آبادِ جهانِ شاد می‌داندو از کسانی که قصد یافتن او را دارند، می‌خواهد که او را در شادی‌ها جستجو کنند:

لیک ما را بجویی سوی شادی‌ها بجو

که مقیمان خوش آباد جهان شادیم

بر همه آشکار شده است که احساسات منفی و مثبت نتیجه مستقیم افکارند. بدون داشتن افکار غمگین، خشمگین، حاسدانه و افسرده نمی‌توان احساس غم، خشم، حسادت و افسردگی کرد. پس اگر احساسات انسان یعنی شادی و غم بر پایه فکر و اندیشه او شکل گیرد، می‌توان نتیجه گرفت که احساس رضایت یا نارضایتی از زندگی وابسته به نوع تفکر و اندیشه هر کسی دارد.

مولانا هم مانند دیگر عارفان ریشه‌ی همه‌ی خوشی‌ها و ناخوشی‌ها و خوش‌بینی‌ها و بدبیی‌های انسان را در درون خود او می‌داند.

گر بود اندیشه‌ات گل، گلشنی

ور بود خاری، تو هیمه‌ی گلخنی

برخی از پژوهشگران بر این عقیده‌اند که ایمان مذهبی می‌تواند آرامش درون را بیشتر کند و در نتیجه‌ی این آرامش شخص می‌تواند شادی بیشتری تجربه کند.

همانطور که قبلن هم اشاره شد، در اندیشه مولانا، شادی یک فرایند انعکاسی است، به این معنی که شاد شدن آدمی در گرو شاد کردن دیگران است." مردم را شاد کن تا خود نیز شاد شوی."

مولانا می‌گوید: "عالم بر مثال کوه است. هر چه گویی از خیر و شر، از کوه همان را می‌شنوی و اگر گمان بری که من خوب گفتم، کوه زشت جواب داد، محال باشد که بلبل در کوه بانگ کند، از کوه بانگ کلاغ آید یا بانگ آدمی یا بانگ خر"

پس مولانا برای اینکه غم از دل انسان‌ها بیرون بیاید به آنها پیشنهاد می‌کند که یکدیگر را دوست بدارند. "همه را دوست دار تا همیشه در گل و گلستان باشی"

مولانا معتقد است که داشتن رنج به خاطر تعلق خاطر است. او می‌گوید: "همه رنجها از آن می‌خیزد که چیزی خواهی و آن میسر نشود، چون نخواهی رنج نماند."

۵

شادی در مثنوی مولانا

شادی که مولانا در وجودش دارد شادی زودگذر و فانی نیست، این شور و هیجان ریشه در اعماق تفکرات و بینش او دارد. همانطور که گفتیم این شادی آنی نیست و محدود به زمان و مکان هم نیست.

پس به معنی می‌روی تا لامکان

که خوشی غیر مکان است و زمان

از نظر مولانا شادی صفت بنده‌ی شاکر خداست، صفتی است برای کسی که به خداوند متعال ایمان دارد و در هر شرایطی جز خیر و خوبی و زیبایی نمی‌بیند. بنده‌ای که ناسپاس است و شاکر نیست همیشه با دنیا در حال جنگ است و همه چیز را تیره و تار می‌بیند و در برابر دیدگان او هیچ چیز زیبا نیست که بتوان با دیدن آن شاد شد.

شادی‌های پایدار

از نظر مولانا شادی‌هایی که پایدار هستند جایگاه آنها دل و جان است و این شادی از عشق به خداوند نشأت می‌گیرد. در نظر او بالاترین مرتبه شادی، همان رهایی از قید تعلقات دنیایی و رضایت و خرسندی به رضایت خالق یکتای هستی است.

شادی‌های ناپایدار

مولانا معتقد است همانطور که شادی پایدار وجود دارد شادی‌هایی هم هستند که ناپایدارند. به این معنی که آن شادی‌ها ماندنی نیستند. منظور از این شادی‌ها لهو و لعب و دل مشغولی‌های دنیایی است. شادی‌های دنیوی ممکن است ناشی از جهل و غفلت و بی‌خری باشد. در صورتی که انسان مدام در پی شادی‌های دنیوی باشد، نتیجه‌ی آن، تضعیف نیروی باطن و عدم درک شادی‌های روحانی می‌شود.

عوامل شادی در مثنوی

۱    عشق

۲    باران

۳    دوستی  و دیدار دوستان

۴   توبه و تضرع

۵    قرب الهی

۶   علم

۷    زندگی تحت حاکمیت انسان معنوی


۶

توصیه‌های مولانا برای شادی

شادم که زشادی جهان آزادم

مستم که اگر می نخورم هم شادم

با نگاه کردن به زندگی مولانا متوجه می‌شویم که مولانا، شادیِ اصل است و غم و افسردگی در او جایی ندارد.

او همواره در اشعار خود به ما چگونه شاد بودن را می‌آموزد تا با این شادی به هماهنگی و صلح واقعی با جهان برسیم.

مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد

مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد

از نظر مولانا انسانی کامل است که همواره شاد باشد البته منظور مولانا شادی واقعی است که این شادی واقعی هم در ارتباط و دوستی با خداوند پدید می‌آید.

مولانا به ما توصیه می‌کند که در زندگی توجه خود را به شادی‌ها و نکات خوب زندگی معطوف کنیم و از غم و اندوه کناره‌گیری کنیم، زیرا اگر در غم و اندوه غرق شویم کم‌کم فقط، غم و ناراحتی را می‌بینیم و شادی‌های زندگی برای ما کم‌رنگ می‌شود.

همانطور که می‌دانیم مولانا غم و شادی را در کنار هم می‌آورد و معتقد است که هر چیزی ضدی دارد و ضد شادی غم است و می‌گوید:

و غم را حق پی آن آفرید

تا بدین ضد، خوشدلی آید پدید

پس نهانی‌ها به ضد پیدا شود

چون که حق را نیست ضد، پنهان شود

در جایی دیگر مولانا به ما توصیه می‌کند که اگر می‌خواهید شادی همیشگی داشته باشید باید این شادی از درون بجوشد، زیرا شادی‌های درونی جایی را برای غم نمی‌گذارند و حتی اگر غم هم به درون رخنه کند باز نمی‌توان بر آن غلبه کرد چرا که شادی درونی می‌تواند آنها را شکست دهد.

۷

چرا مولوی شاد است؟

آن مواردی که انسان امروزی شادی آور است، برای مولانا شادی‌های زودگذر و فانی هستند مثل: رضایت شغلی، وضعیت اقتصادی، جایگاه اجتماعی، جنسیت، وضعیت تأهل و مواردی از این قبیل.

مولانا برای شادی بخش‌هایی درنظر می‌گیرد که دوباره در این قسمت به چهار بخش آن اشاره می‌کنیم:

الف- ذهن شادی‌گرا

پژوهشگران امروزه دریافته‌اند که تنها عوامل بیرونی نیستند که شخص با آنها شاد یا غمگین می‌شود، بلکه نگاه و نگرش و درک و دریافت او از آن عوامل و پدیده‌ها سبب شادی و غم می‌شود.

ب-باورهای مذهبی

از مهمترین باورهای دینی مولانا این است که غم و شادی از سوی خداوند است و هر آنچه از جانب خداوند برسد باید آنرا گرامی داشت.

ج- دریافت معنای زندگی

معنای زندگی ممکن است ارزش زندگی، یا هدف و یا کارکرد انسان در زندگی باشد. این بدین معناست که داشتن هدف و معنا و احساس ارزشمندی سبب می شود انسان این دنیا را راحت‌تر تحمل کند و بداند در پس این زندگی شادیِ ابدی و وصال دایمی است.

به روز مرگ چو تابوت من روان باشد

گمان مبر که مرا درد این جهان باشد

جنازه‌ام چو بینی مگو فراق فراق

مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد

د- عشق نهان و عشق آشکار

عشق نهان مولانا همان عشق به خداوند و وصال اوست و عشق آشکار او صورت ظاهری آنها در شمس و صلاح‌الدین و حسام‌الدین بروز یافته است.

۸

از آنجایی که مولانا به شادی اهمیت می‌دادبه خودش لقب فرح بن فرح داده بود. با توجه به اشعار مولانا در می‌یابیم که روح و جان او سرچشمه‌ی جوشانی از عشق و نیکی بوده است که همین عشق و نیکی تمام زندگی و آثار او را در برگرفته است. او همه چیز را زیبا می بیند و با آهنگ جادویی کلام خود آنرا به نوا در می‌آورد.

سروده‌های مولانا در دیوان شمس هم پر از شادی و عشق است و از گریه و زاری اثری نیست و اگر هم اسمی از گریه آمده باشد آن فراق سبب آن گریه بوده است.

شمس تبریزی برفت و کو کسی

تا بدان فخر بشر بگریستی

عالم معنی عروسی یافتی

لیک بی او این صور بگریستی

یکی از آموزه‌های غلط این بود که می‌گفتند از خدا باید ترسید راه درست با خدا گفتگو کردن را به ما نیاموختند و ما را با ترس از خدا بزرگ کردند. در حالیکه در آموزه‌های مولانا ترس از خدا وجود ندارد و او هیچگاه از ترس خدا گریه نمی‌کند، چرا که خداوند در تصور او نور صرف و فیض مطلق است. به همین خاطر است که او پیوسته از شادی و خنده دم می‌زند.

چون گل همه من خندم نز راه دهان تنها

زیرا که منم بی من یا شاه جهان تنها

و به همین دلیل است که او نه تنها خنده را نشانه ایمان بلکه نتیجه حتمی آن هم می‌داند.

۹

غم و شادی در مثنوی مولانا

همانطور که می‌دانیم و در این مقاله هم به آن اشاره شد غم و شادی با هم هستند. مولانا یکی از فلسفه‌های وجود غم و شادی را زیباتر شدن زندگی می‌داند. پس برای درک یکی از این دو باید دیگری را هم درک کنیم، چرا که این دو فرایندی دائمی و به هم متصل هستند.

غم و شادی از ابتدای خلقت انسان با او همراه بوده است و چیزی نیست که در یکی باشد و در دیگری نباشد و این احساس در یکی بیشتر و در در یکی کمتر است، اما همیشه بوده و هست، و مربوط به جنس و سن، زمان و مکان خاصی نیست.

در نظر مولانا هر شادی ( البته شادی‌های دنیوی و زودگذر) سرانجام به اندوه بدل می‌شود.

هر چه از وی شاد گردی در جهان

از فراق او بیاندیش آن زمان

ز آن چه گشتی شاد، بس کن شاد شد

آخر از وی جست همچون باد شد

از تو هم بجِهد، تو دل بر وی منه

پیش از آن کو بجهد، از وی تو بِجه

پس با این اوصاف از این چند بیت مولانا در می‌یابیم که نباید به شادی‌های زودگذر دنیا دل بست و قبل از اینکه آنها از بین بروند باید از آنها دل کند.

۱۰

ریشه‌های شادی و غم

از نظر مولانا اصلی‌ترین دلیل غم خودخواهی و تعلق‌خاطر است. او می‌گوید: "همه‌ی دلتنگی‌های دنیا از دلبستگی به دنیاست. هر دم که از این دنیا آزاد باشی و خود را غریب بدانی و هنگامی که در هر رنگ بنگری و هر مزه را بچشی دانی که با او نمانی و جای دیگر می‌روی، دلتنگ نمی‌شوی."

به عقیده مولانا برای رسیدن به شادی باید علت و سبب غم را شناسایی کرد. او می‌گوید: "این غم‌ها نتیجه‌ی وسوسه‌ها، خودشیفتگی‌ها و غرورهای این خودِ دروغین ما و برخاسته از جهل است. اگر دانا بودیم به جهان ناپایدار که چون سراب فریبنده است دل نمی‌دادیم تا به خاطر آن آندوهگین شویم."

پس در می‌یابیم که به گفته‌ی مولانا علت همه‌ی گرفتاری‌ها و رنج انسان از وابستگی و دلبستگی به غیر خداست.

۱۱

عامل اصلی و اساسی شادی در نظر مولانا معشوق است و زمانی که عاشق نزد معشوق یاشد خود را شاد می‌بیند. این نوع شادی، زودگذر و فانی نیست و شادی است از نوع شادی‌های دائمی و ماندگار.

بسیاری از افراد هستند که نمی‌دانند خوشبختی در درون آنهاست و بیهوده غم و غصّه‌ی روزگار را می‌خورند و خود را درگیر چیزهایی می‌کنند که ارزش واقعی ندارند که البته ما هم از این قاعده استثنا نیستیم. اما با توجه به این آموزه‌ها که در فرهنگ و ادبیات خود داریم می‌توانیم به این شادی درونی دست یابیم، هر چند که برای رسیدن به آن باید از خیلی چیزها چشم‌پوشی کرد اما به هر حال کاری نا ممکن نیست. پس برای به دست آوردن آن شادی حقیقی باید بخواهیم تا آنرا درک کنیم.

۱۲

نشانه‌های غم و شادی

از نشانه‌های شادی می‌توان به خندیدن، لبخند زدن و شادی کردن اشاره کرد. نشانه‌های غم هم گریستن و زاری کردن است. البته این موارد از نشانه‌های ظاهری غم و شادی است.

اثرات شادی و غم

شادی می‌تواند بر انسان تأثیرات بسیاری داشته باشد. شادی به سلامت جسم و روان و امنیت اقتصادی، رشد اقتصادی، رشد معنوی و همچنین استحکام نظام خانواده می‌تواند کمک کند. پس همانطور که بر روح او اثر مثبت دارد بر جسم او هم اثر می‌گذارد. گفته شده که شادی می‌تواند از رشد و پیشرفت بیمار‌های سرطان و بیماری‌های روحی پیشگیری کند. در مورد غم نیز چنین است. البته به صورت معکوس.

با واکاوی غم‌ها و شادی‌ها می‌توان شخصیت انسان‌ها را سنجید.

محل غم و شادی

مولانا همچون قدما بر این عقیده بود که جگر، دل و سینه محل و جایگاه غم است و شش محل شادی.

۱۳

شادی در اشعار حافظ

حافظ نیز در اشعار خود شادی و هیجان‌های مثبت را توصیف کرده است. حدود ۱۳۷ غزل او شامل شادی و هیجان‌های مثبت می‌باشد. از مجموعه ۴۹۵ غزل او ۴۰ غزل محتوایی از رنج و اندوه دارند.

دو بیتی از غزلی که شادی در آن موج می‌زند:

رونق عهد شباب است دگر بستان را

می‌رسد مژده گل بلبل خوش‌الحان را

ساقی به نور باده برافروز جام ما

مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

خوشبختی یا شادی اصیل و پایدار دارای دو اصل است یکی نشاط و دیگزی رضایت‌خاطر که حافظ در اشعار خود انسان شادکام را با "لب خندان" و "دل خرم" معرفی می‌کند.

آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست

چشم می‌گون، لب خندان، دل خرم با اوست

۱۴

با نگاهی به غزل‌های حافظ، متوجه می‌شویم که او معتقد است که اگر غمی هم در جان هست نباید آن را در چهره‌ی خود عیان کنیم. همانطور که در روایات اسلامی آمده است که اندوه مؤمن در دل اوست و شادی‌اش در چهره.

با دل خونین، لب خندان بیاور همچو جام

نی گرت زخمی رسد آنی چو چنگ اندر خروش

حافظ بارها به شاد بودن سفارش کرده و بهره‌های آن را باز گفته است:

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیایی هستی قارون کند گدا را

حافظ معتقد است که باید کارها را آسان گرفت چرا که این دنیا و بودن در آن، لذت و غم‌هایش همیشگی نیستند و فانی‌اند

شادی انگیزها

از نظر حافظ عوامل بیرونی شادی عبارتند از: طبیعت که مظهر اصلی آن باد صباست، موسیقی و رقص، یار دلارام و می خوشگوار.

قناعت، آزادگی، امید، دوری از حسادت، معنویت، سحرخیزی، خویشتن‌داری، مهرورزی به دیگران، شکیبایی، دوراندیشی، رضایتمندی، وقت‌شناسی، چیرگی بر عادات، بی‌نیازی از مردم، دعا و خوش‌اخلاقی را از عوامل درونی شادی می‌داند.

۱۵

پیشینه‌ی شادی در ایران

اصل و اساس زندگی در فرهنگ کهن ایران شادی بوده است. زندگی تنها بر پایه‌ی شادی و نشاط و پویایی استوار است. به همین دلیل است که با نگاهی به تاریخ باستان ایران می‌بینیم که هر ماه ایرانیان جشن یا جشن‌های خاصی برگزار می‌کردند.

پس شادی لازمه‌ی زیستن شمرده شده است. زیرا ایرانیان باستان بر این باور بودند که اگر انسان خوشحال و شاد باشد می‌تواند به مقابله با بدی‌های عالم برود. پس از اسلام نیز این روند تا چند قرن ادامه یافت، اما کم کم با حمله اقوام غارتگر و تغییرات سیاسی این رویه تغییر کرد. شادی جای خودش را به حزن داد و از آن پس دیگر کسی به ستایش شادی نپرداخت.

۱۶

خیام و شادی

خیام هم مانند شاعران و عارفانی که در مورد آنها سخن گفته شد معتقد است که باید در این فرصت کوتاه زندگی، غم و غصه را از خود دور کرد و شاد زیستن را تجربه کرد.

گر یک نفست ز زندگانی گذرد

مگذار که به شادمانی گذرد

هشدار که سرمایه‌ی سودای جهان گذرانی گذرد

عمرست چنان کش گذرانی گذرد

خیام باارزش‌ترین نعمت الهی را جوانی می‌داند که به سرعت می‌گذرد و این دوران را مایه‌ی طرب و نشاط می‌داند.

خیام به مانند مولانا حضور دوستان را مایه‌ی شادی و نشاط می‌داند.

موانع مؤثر بر شادی و نشاط

۱-   منفی اندیشی

۲-   حوادث ناگوار

۳-   وابستگی شدید به تعلقات دنیوی

۴-   دوری و هجران معشوق

خیام به انسان‌های ناامید و بدبین توصیه می‌کند که برای شاد زیستن تلاش کنند و قضا و قدر را مقصر شاد نبودن خود ندانند.

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است

او همچنین معتقد است که حرص و طمع در بدست آوردن مادیات، شیرینی و خوشی را از زندگی انسان دور می‌کند. به نظر خیام همچون مولانا ملاک خشنودی خویش را در گرو رضایت خداوند می‌بیند.

۱۷

شادی از دید خاقانی

از نظر خاقانی خداوند مایه‌ی شادی و سرور جهان است.

گویم همه دل منی و جانی

مانم به تو و به من نمانی

کز طمع تو در خزان عالم

پیداست بهار شادمانی

او معتقد است که انسان می‌تواند با می و باده ناب به خوشی و نشاط دست یابد.

چشم طرب از پیاله گردد روشن

پژمرده بود گل قدح بی می ناب

خاقانی نیز همچون خیام و مولانا حضور در جمع دوستان را سبب شادی و نشاط می‌داند و می‌گوید بدون حضور دوستان وفادارغم و رنج و اندوه نصیب انسان می‌گردد.

از دید خاقانی مبنای آفرینش براساس تضاد و جنس و نوع، آفریده شده است. پس هر گاه که شاد هستید این نکته را نباید از نظر دور داشت که روزی هم می‌آید که بی هیچ دلیل خاصی غمگین می‌شوید. همانطور که در مقابل هر سمت راستی، سمت چپی هم وجود دارد.

هر طرف را مقابل است کرب

هر یمین را مقابل است یسار

همه شب‌های غم آبستن روز طربست

یوسف روز به چاه شب یلدا بیند

یکی از عواملی که سبب از بین رفتن شادمانی می‌شود دوری از خداوند است.

خاقانی به این نکته اشاره می‌کند که با توجه به فانی بودن این دنیا انسان نمی‌تواند طعم شادمانی و خوشحالی را بچشد.

۱۸

همانطور که قبلا هم اشاره شد شادی از درون می‌آید. عارفان و شاعران ما به این نکته در اشعار خود اشاره کرده‌اند. شادی‌های بیرونی و شادی‌هایی که از درون نیستند فانی و زودگذرند و حال آدمی را نمی‌توانند همیشه خوب نگه دارند.

امروزه روانشناسان راه‌حل‌هایی را برای داشتن زندگی شاد ارائه می‌دهند. البته که این روش‌ها برای همه یکسان عمل نمی‌کنند و به این معنا نیست که هر کسی با انجام دادن این روش‌ها می‌تواند شاد شود. شادی فرمول خاصی هم ندارد که همه با انجام دادن آن فرمول به شادی دست یابند. شادی برای هرکسی بسته به شرایطی است که در آن قرار دارد.

امروزه افراد به دنبال شادی لحظه‌ای هستند. به محض از بین رفتن عامل شادی شخص دچار غم و اندوه می‌شود و به دنبال چیز دیگری است تا او را شاد کند. این چرخه ادامه دارد شادی و غم. اما با توجه به آموزه‌های دینی و عرفانی ما می‌توانیم به شادی درونی دست یابیم.

۱۹

برای دست‌یابی به شادی باید ابتدا افکار منفی را که در ذهنمان است، بشناسیم و آنها را رام کنیم. برای این کار مواردی را می‌توان بیان کرد تا به ما کمک کنند افکار منفی خود را تحت کنترل بگیریم.

-       سعی نکنید افکار منفی را متوقف کنید:

بعضی‌ معتقدند که نباید افکار منفی اجازه دهیم تا در ما رخنه کنند. اما اگر با فشار جلوی این افکار را بگیریم نتیجه‌ی معکوس می‌دهد. پس در عوض باید آن افکار را تصدیق کرد. باید برای آنها راه‌حل پیدا کنیم. چرا که با رد کردن افکار منفی و پس زدن آنها نمی‌توانیم مشکلاتی را که سبب ایجاد چنین افکار منفی شده‌اند را رفع کنیم.

-       با خودتان مثل یک دوست رفتار کنید:

با خود فکر کنید که اگر دوستی ناراحت باشد شما در آن هنگام چه توصیه‌ای به او می‌کنید تا ناراحتی او را برطرف کنید. همان توصیه را برای خود به کار ببرید.

۲۰

-       افکار منفی خود را به چالش بکشید

چگونه باید این کار را انجام داد؟ ابتدا افکار منفی خود را بنویسید مانند "من در محل کار مشکل دارم و توانایی‌های خود را زیر سئوال می‌یرم."

نتیجه اینکه، تفکر منفی برای همه ما ایجاد می‌شود، اما اگر آنرا بشناسیم و آن تفکر را به چالش بکشیم، گام بزرگی به سوی زندگی شادتر بر می‌داریم.

۲۱

تنفس عمیق

یکی از راه‌هایی که به شاد بودن شما کمک می‌کند، نفس کشیدن صحیح است. درست مثل نوزادان. خداوند درست تنفس کشیدن را در نهاد همه ما انسان‌ها گذاشته است. اما به مرور که بزرگ می‌شویم به خاطر حواس‌پرتی‌هایی که در اطرافمان هست فراموش می‌کنیم که درست نفس بکشیم. طبق مطالعات دریافته‌اند که تنفس‌های عمیق و کنترل شده می تواند علائم مربوط به اضطراب را کاهش دهد. همچنین به بی‌خوابی، اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی و اختلال کمبود توجه کمک می‌کند. این کاری است که بودا آنرا راهی برای رسیدن به روشنگری می‌دانست.

۲۲

داستان خود را بازنویسی کنید

یکی از مواردی که می‌تواند به شاد بودن ما کمک کند، نوشتن است. در مورد خود و تجربیات شخصی خود بنویسید، زیرا این عمل منجر به تغییرات رفتاری و بهبود شادی می‌شود. ( تحقیقات نشان داده است که نوشتن می‌تواند اختلالات خلقی را بهبود بخشد و به بیماران سرطانی کمک می‌کند تا علائم بیماری‌شان کاهش یابد.)

همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که نوشتن برای ۱۵ دقیقه در روز می‌تواند شادی را در افراد افزایش دهد. هنگام نوشتن می‌توانید احساسات خود را بیان کنید. می‌توانید روی چالشی که با آن روبرو هستید تمرکز کنید و در مورد آن بنویسید و سپس آنرا بازنویسی کنید.

۲۳

خوش بینی را تمرین کنید

خوش‌بینی دارای دو بخش است ژنتیکی و اکتسابی. اگر در خانواده‌ای که شاد نیستند به دنیا آمده باشید، باز هم می‌توانید نور خورشید درونی خود را پیدا کنید. خوش‌بینی به معنای نادیده گرفتن آنچه در زندگی واقعی رخ می‌دهد نیست. به عنوان مثال، بسیاری از افراد پس از اینکه شغل خود را از دست می‌دهند ممکن است احساس شکست کنند و با خود فکر کنند: "وضعیت من هرگز بهبود نخواهد یافت." یک فرد خوش‌بین این چالش را به شیوه‌ای امیدوارانه‌تر تصدیق می‌کند و می‌گوید: « درست است که از دست دادن شغل برایم دشوار است، اما این فرصتی است تا در اهداف زندگی‌ام تجدیدنظر کنم و کاری پیدا کنم که واقعاً مرا خوشحال کند».

۲۴

برای رسیدن به شادی می‌توان افکار مثبت داشت یا اینکه با کسی نشست و برخاست کنیم که روحیه‌ای شاد و تفکری مثبت‌اندیش دارند. چرا که خوش‌بینی، مانند بدبینی، می‌تواند مسری باشد. بنابراین برای معاشرت با افراد  به این نکته توجه کنید.

جایی که زندگی می کنید-کشور، شهر، محله و خانه شما- همه بر شادی کلی شما تأثیر دارند.

پیدا کردن مکان شاد خود

نردبانی را در ذهن خود تصور کنید که از پله‌ی پایین آن از شماره صفره تا بالاترین آن یعنی شماره ۱۰ شماری گذاری شده است. حال اینگونه تصور کنید که بالاترین پله‌ی نردبان نشان‌دهنده‌ی بهترین زندگی ممکن برای شما و پایین نردبان نشان‌دهنده‌ی بدترین زندگی ممکن برای شما است. شما احساس می‌کنید در کدام قسمت پله‌ی نردبان ایستاده‌اید؟

از این نردبان به اصطلاح به آن نردبان خوشبختی می‌گویند، راهی است برای اندازه‌گیری و مقایسه خوشبختی در سراسر جهان.

۲۵

مکان زندگی می‌تواند بر شادی شما تأثیر عمیقی داشته باشد. اگر از جایی که زندگی می‌کنید راضی و خشنود نیستید، در صورتی که توانایی مالی دارید به دنبال جای بهتری برای زندگی باشید. قبل از اینکه خانه جدید را بخرید آنرا اجاره کنید. جی والجاسپر، نویسنده کتاب «چگونه دنیای خود را برای خوشبختی طراحی کنیم»، می‌گوید کلید شادی این است که مکانی را پیدا کنیم که همسایه‌ها بتوانند به طور خودجوش با یکدیگر روبرو شوند. به دنبال محله‌هایی باشید که فضای سبز دارند و به پارک‌ها نزدیک هستند. سعی کنید با همسایه‌های خود در ارتباط باشید. در اجتماعاتی که تشکیل می‌دهند شرکت کنید.

۲۶

وقت خود را در طبیعت بگذرانید

مطالعات نشان می‌دهد که اگر وقت خود را در طبیعت بگذرانیم برای آرام کردن ذهن خوب است. اگر هنگام راه رفتن بتوانیم از مسیری پر درخت عبور کنیم، منجر به بهبود معنی داری در سلامت روان و حتی تغییرات فیزیکی در مغز می‌شود. به همین دلیل است که طبیعت‌گردها مغزهای آرام‌تری دارند، اسکن مغز آنها جریان خون کمتری را به بخشی از مغز که مرتبط با نشخوار ذهنی است، نشان می‌دهد. همچنین پژوهشگران دریافته‌اند که، حتی دیدن تصاویر طبیعت می‌تواند خلق و خوی شما را بهبود بخشد.

۲۷

در معرض آفتاب قرار گیرید. البته به برای مدت طولانی چرا که برای پوست مضر است. اما مطالعات دانشمندان نشان داده است که قرار گرفتن در معرض نور طبیعی، یعنی گذراندن وقت در بیرون می‌تواند برای سلامتی خلق و خوی شما مفید باشد. برای همین توصیه می‌کنند که روزانه حدود ۱۰ الی ۱۵ دقیقه در نور آفتاب بنشینید. چرا که هم برای بدست آوردن ویتامین D برای بدن مفید است هم بر روی خلق و خو مؤثر است.

۲۸

نظم

اینکه در زندگی خود برای کارها و چیدمان وسایل نظم و ترتیب خاصی داشته باشیم، هم برای ذهن ما و هم برای بدن مفید و سازنده خواهد بود. وقتی وسیله‌ای را می‌خواهیم در صورتی که با نظم چیده شده باشند سریع می‌توان به آن دسترسی داشت.

اگر کسی را می‌بینید که بیش از حد بی‌انضباط و به هم ریخته است باید بدانید که او در سلامتی خود مشکلی دارد. افرادی که دچار آسیب عاطفی یا آسیب مغزی شده‌اند، اغلب نظافت منزل را کاری غیرقابل حل می‌دانند. اختلال کمبود توجه، افسردگی، درد مزمن و غم و اندوه از جمله عواملی هستند که ممکن است از سازماندهی افراد جلوگیری کند یا منجر به بی‌نظمی در زندگی آنها شود. در شدیدترین حالت، بی‌نظمی مزمن، "انباشت" نامیده می‌شود، وضعیتی که بسیاری از کارشناسان معتقدند به خودی خود یک بیماری روانی است، اگرچه روانپزشکان هنوز به طور رسمی آن را تشخیص نداده‌اند. البته تعداد انباشت‌کنندگان کم هستند.

۲۹

فردی که بسیار بی‌انضباط است و این بی‌نظمی به صورت یک بیماری در او شده است، می‌تواند از طریق رفتار درمانی یا با کمک گرفتن از کتاب‌های خودیاری تغییراتی را در این زمینه در خود ایجاد کند. مزمن کثیف می تواند از طریق رفتار درمانی یا با راهنمایی از کتاب های متعدد خودیاری در این زمینه تغییر کند. برای اینکه بتوانیم از بی‌نظمی‌ها رها شویم، می‌توانیم به این چند نکته توجه کنیم:

لباس‌های خود را مرتب تا کنید.

فقط آن وسایلی که شما را خوشحال می‌کنند را نگه دارید.

کاغذهایی را که در اطراف خود جمع کرده‌اید را دور بریزید.

برای نظم دادن به لباس‌هایتان، همه‌ی آنها را از کمد بیرون آورید و تنها همان‌هایی را که می‌پوشید را نگه داردی و بقیه را دور بیندازید.

کمد خود را بر اساس رنگ مرتب کنید.

برای حفظ خاطرات اگر چیزهای زیادی دارید فقط یکی را از بین آنها انتخاب کنید.

پول خود را برای خرید چیزهای بی‌مصرف هدر ندهید، بلکه با آن تجربه بخرید.

۳۰

قانون ۱ دقیقهای

این قانون را خانم روبین، نویسنده کتاب «خوشبختی در خانه» به ما توصیه می‌کند. می‌توان این قانون را در زندگی خود به کار برد. چرا که می‌تواند برای ما در انجام کارها و رساندن ما به شادی مفید باشد. این قانون این است که:

"هر کاری را که بتوان در یک دقیقه تمام کرد انجام دهید."

این توصیه ساده‌ای است که می‌توانید آنرا انجام دهید. مثلن برای مرتب کردن یک اتاق به هم ریخته می‌توانید کارهایی را که یک دقیقه بیشتر زمان نمی‌خواهند را انجام دهید. به طور مثال:

یک کت را آویزان کنید.

نامه ای را بخوانید و آن را دور بیندازید.

به یک ایمیل پاسخ دهید.

یک نقل قول را یادداشت کنید.

پیام‌های تلفن را دریافت کنید.

 مقاله‌های خود را بایگانی کنید.

ظرف‌ها را در ماشین ظرفشویی بچینید.

مجلات را به کناری بگذارید.

انجام همین کارهای کوچک و یک دقیقه‌ای سبب شادی شما می‌شود. همچنیم توانسته‌اید اتاق خود را مرتب کنید، بدون اینکه بخواهید کار سختی انجام دهید. پاداش شما داشتن اتاقی مرتب است که در نتیجه انجام قانون یک دقیقه‌ای انجام داده‌اید.

۳۱

روابط

از جمله مواردی که به شادی ما کمک می‌کند ارتباط گرفتن با دیگران است. باید تا می‌توانیم وقت خود را با افراد شاد بگذرانیم. زیرا بودن با افراد شاد سبب می‌شود تا ما هم شاد باشیم.

 

 

مطالعات نشان می‌دهد که شادی ما با شادی دیگران مرتبط است. یکی از مطالعاتی که انجام شده فرمینگهام نام دارد. در این مطالعه نشان می‌دهد که مردم وقتی با یکدیگر ارتباط دارند چه احساساتی از خود بروز می‌کنند.

افراد ادر این مطالعه این موارد را عنوان کرده بودند:

۱٫ نسبت به آینده احساس امیدواری می‌کردم.

۲٫ خوشحال بودم.

۳٫ از زندگی لذت بردم.

۴٫ احساس می‌کردم که به اندازه دیگران خوب هستم.

۳۲

مطالعات نشان می‌دهد که شادی ما با شادی دیگران مرتبط است. یکی از مطالعاتی که انجام شده فرمینگهام نام دارد. در این مطالعه نشان می‌دهد که مردم وقتی با یکدیگر ارتباط دارند چه احساساتی از خود بروز می‌کنند.

افراد ادر این مطالعه این موارد را عنوان کرده بودند:

۱٫ نسبت به آینده احساس امیدواری می‌کردم.

۲٫ خوشحال بودم.

۳٫ از زندگی لذت بردم.

۴٫ احساس می‌کردم که به اندازه دیگران خوب هستم.

 

دانشمندان دانشگاه ییل تحقیقی را انجام دادند در ارتباط با شبکه‌های اجتماعی و شادی افراد. آنها می‌خواستند بدانند که شبکه‌های اجتماعی در شادی افراد تا چه اندازه اثر دارد. برای این کار به شرکت‌کنندگان در این آزمایش گفتند افرادی را از اقوام، دوستان نزدیک، افراد محل کار و زندگی خود را شناسایی کنند. آنها با این افراد در شیکه‌های اجتماعی در ارتباط بودند. نتیجه تحقیقات نشان داد که:

شادی این افراد به شادی افرادی دارد که با آنها در ارتباط هستند.

در ارتباطات شبکه‌های اجتماعی هم افراد شاد و هم افراد ناشاد وجود داشت.

شادی از طریق شبکه‌های اجتماعی بر خود فرد و افرادی که در ارتباط با آن فرد قرار داشتند هم اثر می‌گذاشت

افرادی که با افراد شاد زیادی، احاطه شده‌اند، در آینده بیشتر خوشحال می‌شوند.

هر کسی که دوست شادی را در کنار خود داشته باشد، شادی را تا حدود ۹ درصد افزایش می‌دهد.

محیطی که ما در آن هستیم اهمیت دارد. برای همین شادی ما زمانی افزایش می‌یابد که در نزدیکی دوستان و اعضای خانواده شاد زندگی کنیم.

دیدگاه خود را بنویسید

مرضیه رحمانی

© 2026 Kicker. تمامی حقوق محفوظ است.

Sign Up to Our Newsletter

Ritatis et quasi architecto beat

Whoops, you're not connected to Mailchimp. You need to enter a valid Mailchimp API key.

This Pop-up Is Included in the Theme
Best Choice for Creatives
Purchase Now