قسمت ۶
بعد از اینکه هر دو چای خوردند. مادر ادامه داد:
وقتی صبور باشی میتوانی به بلوغ و تعقل دست پیدا کنی. این
پاداشی است که صبر به تو میدهد. اگر صبور باشی ارتباط تو با دیگران بهتر و سالمتر
خواهد بود. حتی میتوانی به شغلی دست پیدا کنی که در آن آرامش فکری بیشتری داری.
حال میدانی که صبر، این کارهای مهم را چگونه انجام میدهد؟ صبر، آنها را با سه
کیفیت اصلی ذهن و قلب انجام میدهد. این سه کیفیت عبارتند از:
پایداری، آرامش و پذیرش
اینک این سه مورد را برای تو باز میکنم.
قدرت پایداری: صبر این امکان را به ما میدهد که به کار بچسبیم. به این معنی که توان کار
مداوم را در ما بالا میبرد. همین کار مداوم سبب میشود تا ما بتوانیم به اهداف و
رویاهایمان دست یابیم.
قدرت آرامش: وقتی صبور باشی، روح تو بیشتر در آرامش قرار میگیرد. هنگامی که صبر داشته
باشیم، به جای اینکه با هر شرایط ناجور و ناخوشایندی که زندگی سر راهمان قرار میدهد،
با خشم و عصبانیت و ترس مواجه شویم، صبر به ما کمک میکند تا بتوانیم در چنین
مواقعی خونسردی خود را حفظ کنیم.
وقتی صبر را در زندگی خود به کار میبریم، میتوانیم هر
اتفاقی که در بیرون برای ما میافتد روبرو شویم و آرامش خود را حفظ کنیم.
قدرت پذیرش: سومین مورد از کیفیت صبر، پذیرش است. وقتی ما صبور باشیم، میتوانیم با سعهی
صدر با موانع و مشکلات کنار بیاییم. با چالشهایی که زندگی برای ما بوجود آورده
است با شهامت و خوشبینی روبرو شویم.
وقتی از صبر و روبرو شدن با مشکلات حرف میزنیم منظور ما
این نیست که از اتفاق ناخوشایندی که برای ما در ان لحظه افتاده است خوشمان بیاید
و انرا دوست داشته باشیم، بلکه در آن لحظه میتوانیم قوهی تشخیص خود را تقویت
کنیم برای اینکه تشخیص دهیم این مشکلات در زندگی وجود دارند. پس با بدخلقی و بیقراری
و ناامیدی وضع را از آنچه که هست بدتر نکنیم. به جای آنکه از این اوضاع بوجود آمده
ناله و شکایت کنیم، باید خود را آمادهی مقابله و حل آن مشکل کنیم. همانطور که
باید دیگران را همانگونه که هستند بپذیریم، زندگی را هم باید همان گونه که هست
پذیرا باشیم. همانطور که شادیهای زندگی را میپذیریم باید با غمها و سختیهای آن
هم کنار بیاییم. این کار تنها با صبر امکان دارد. زمانی که شرایط زندگی خوب پیش میرود
پذیرش به آن صورتی که هست، ساده و راحت است. اما زمانی که با پالشهای زندگی روبرو
میشویم، ان زمان است که باید آنرا هم با صبر پذیرفت. همین الان به زمانی که
توانستی قدرت صبر را به کار بگیری فکر کن. در آن زمان شرایط چگونه بود؟ آیا
توانستی آرامش خود را در آن لحظه حفظ کنی؟ چه چیزی به تو کمک کرد تا در آن لحظه
صبور باشی؟ به زمانی فکر کن که بیمار شدی. یادت میآید که میگفتی این یک آزمایش
الهی است. تو با این حرف خودت را به صبوری دعوت کردی. تو صبر کردی. در آن لحظات
سختی که بر تو گذشت صبور بودی و آرامش خودت را حفظ کردی. در کمترین زمان ممکن
توانستی از دردی که بر تو چیره شده بود رها شوی. به یاد داری آنهایی که همزمان با
تو دیالیز میشدند. بعضی از آنها چند سال بود که آنجا برای دیالیز میآمدند. بعضی
ها هم پیوندشان پس زده بود و دوباره مجبور به دیالیز بودند. اما تو صبر کردی و
آرامش خودت را حفظ کردی. به خدا توکل کردی. از درد آن سوزنها دم نزدی و سپردی به
خدا. کمتر از یکسال شد که پیوندت با خوبی انجام شد. همیشه میگفتی این میوه و ثمرهی
صبری است که کردی.
ناهید به یاد آن روزها افتاد. چشمانش پر از اشک شد. به مادر
نگاه کرد. آرامش همیشگی را در چهرهی او دید. به آشپزخانه رفت. اشکهایش را پاک
کرد. برای مادر میوه برد. مادر بلند شد. کنار پنجره ایستاد و ادامه داد:
صبر بسیار ارزشمند است. این را تو هم میدانی. چرا که در
تمامی مذاهب هم در مورد آن صحبت شده است. الگوهایی هم بوده تا از آنها پیروی کنیم.
یکی از راههای رسیدن به روشبینی در بودا صبر است. پس عمل کردن به صبر یکی از
آموزههایی است که به بوداییها میدهند. در کتاب قران ما مسلمانها هم صبر یکی از
فضیلتهای الهی نام برده شده است. همانطور که میدانی در تورات از صبر ایوب صحبت
به میان آمده است. الگوی مسیحیان برای صبر حضرت مسیح است.
مادر دوباره روی مبل نشست. به ساعت نگاه کرد. دیر وقت بود.
ناهید مشتاقانه به حرفهای مادر گوش میداد. اما مادر به نظر خسته میرسید. او چند
ساعت را پشت سر هم برای ناهید حرف زده بود. ناهید دست مادر را گرفت و گفت:
-معذرت میخواهم آنقدر حرفهایت برای من شیرین و
امیدوارکننده است که زمان از دستم در رفت و متوجه نشدم که باید استراحت کنید. بهتر
است ادامه حرفها را برای وقت دیگری بگذاریم.
ناهید گونه مادر را بوسید و ادامه داد:
-بهتر است بخوابیم.
بلند شد به اتاق آیلین رفت. او خوابیده بود. صورت دخترش را
بوسید و از اتاق بیرون آمد. مادر هم از روی مبل بلند شد هر دو به اتاق خواب رفتند.