فکر میکنیم که برای رسیدن به موفقیت راه میانبری وجود دارد
در کتابها به دنبال راه میانبر میگردیم. اما باید بدانیم که برای رسیدن به هر
جایی که مد نظر ماست راه میانبری نیست. کتابهای زیادی در مورد موفقیت خواندم و هر
کدام روشهایی را برای رسیدن فوری به موفقیت ارائه میدادند. اما وقتی کتاب اثر
مرکب را خواندم فهمیدم که هیچ راهی نیست تا به سرعت آب خوردن به موفقیت رسید. هر
کاری نیازمند زمان است. باید در هر کاری مراحلی را طی کرد تا به موفقیت در ان دست
یافت. در اینجا قصد ندارم که خلاصه کتاب را برایتان بگویم اما نگاهی اجمالی به
مطالبی که در این کتاب آمده است میکنیم.
در مقدمهی کتاب آمده است که: هیچ نوشدارو، فرمول جادویی
یا راهکار فوری برای کسب موفقیت وجود ندارد. نمیتوانید هفتهای بیست کیلو لاغر
شوید، با هیچ دارویی نمیتوانید شبیه بیست سالگیتان شوید، با خوردن هیچ قرصیکسی
عاشقتان نمیشود یا با فریب و نیرنگ نمیتوانید به موفقیت دائمی برسید.
در ادامه میگوید: حتما شنیدهاید که به هر چیزی فکر کنید و
هدف داشته باشید، میرسید. پس باید چگونگی رسیدن به آن را بدانید.
چرا میتوانیم
به این کتاب اعتماد کنیم
دلیل اول:
نویسنده اصولی را
که در این کتاب عنوان کرده است در زندگی شخصی خود، آنرا پیاده کرده و نتیجهی خوبی
از آن گرفته است. نویسنده در این کتاب شواهد زندهای را برای ما ارائه میکند.
دارن هاردی در رشتهی موفقیت بسیار مطالعه و تحقیق کرده است. همچنین او هزاران
دلار صرف آزمایش ایدهها و منابع موفقیت کرده است.
دلیل
دوم:
نویسنده سالها مشاور و استاد حوزه توسعه، پیشرفت و موفقیت
فردی بوده است. او با صاحبنظران، سخنرانان و نویسندگان مشهوری همکاری کرده است.
در این زمینهها هزاران نفر را تعلیم داده است. او مطالعات گسترد ای را در این
زمینهها انجام داده و آنچه مؤثر و نامؤثر عمل میکند را از هم جدا کرده است.
دلیل
سوم:
هاردی همچنین ناشر و سردبیر مجله موفقیت است و هزاران کتاب
و مقاله را مطالعه، با دقت بررسی و کارشناسی کرده است.
این دلایل نشان میدهد که این کتابی است که میتوان به آن
اعتماد کرد. همچنین راهکارهایی را که ارائه میدهد را میتوان در زندگی خود به کار
برد.
دارن هاردی در همان ابتدای کتاب هشدار میدهد که کسب موفقیت
سخت است و ممکن است روش کسب موفقیت، پرزحمت و خستهکننده باشد.
چرا باید این کتاب را
بخوانیم
۱- اثر مرکب را در عمل به ما آموزش میدهد.
هاردی باور دارد که ثبات و پایداری، کلید نهایی موفقیت او است. نکته اینجاست که
گرفتن نتایج بزرگ از قدمهای کوچک است.
تصمیمهای
کوچک هوشمندانه + تکرار + زمان = تفاوتهای شگرف
۲- انتخابها. منظور این است که تصمیمها
میتوانند بهترین دوستانمان یا بدترین دشمنمان باشند. به ما میگوید که باید مواظب
تصمیمهایی باشیم که در زندگی میگیریم. حتی اگر انتخابی هم نداشته باشیم باز هم
نوعی انتخاب است. زیرا انتخابکنندهای منفعلی هستیم که معتقد است: “هر چه پیش آید
خوش آید.“
باید خود را مسئول صد در صد انتخابها و
تصمیماتمان بدانیم. هاردی میگوید:“ مهم نیست چه کسی
رئیس جمهور میشود، وضع اقتصاد چطور است یا دیگران چه میگویند و چه کار میکنند،
من صد در صد کنترل زندگیام را دارم.“
۳- عادتها. چگونه عادتهای خوب را
وارد زندگی خود کنیم و عادتهای بد را ترک کنیم. او میگوید با تمرین کافی و تکرار،
هر رفتاری، چه خوب و چه بد، در طول زمان خودکار میشود.
![]()
انتخاب(تصمیم) + رفتار(عملکرد) + عادت
(عمل تکراری) + مرکب(زمان) = هدف
۴-
تأثیرها. در این کتاب به ما میگوید که انتخاب، رفتار و عادتهایمان تحت تأثیر
نیروهای قدرتمند خارجی است:
· ورودی (چیزی که مغزتان از آن تغذیه
میکن)
· ارتباطات (افرادی که وقتتان را با
آنها میگذرانید)
· محیط (اطرافتان)
در پایان داردن هاردی میگوید:
“بهترین راه برای
بدست آوردن آنچه از زندگی میخواهید، تمرکز کردن برای دادن آن به دیگران است. اگر
بخواهم اعتماد به نفسم را تقویت کنم، همیشه به فرد دیگری کمک میکنم تا با اعتماد
به نفس شود. اگر میخواهم امیدوارانه، مثبت و الهامبخش فکر کنم، سعی میکنم در
فرد دیگری نهادینهاش کنم. اگر موفقیت بیشتری میخواهم، سریعترین راه برای بدست
آوردن آن کمک به فرد دیگری است تا موفقیت کسب کند.“
این موارد دلایلی هستند که میتوان برای کسب موفقیت و ورود عادتهای خوب به
زندگی این کتاب را خواند و از آموزههایی که در کتاب آمده است بهره جست.